• وبلاگ : بنفيسيات
  • يادداشت : شيــــــــرين روزها
  • نظرات : 3 خصوصي ، 8 عمومي
  • درب کنسرو بازکن برقی

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ماريا 
    چ فانتزي!

    ادمايي ک نظر ميدنم کپه خودتن.....

    شيرين!
    خ
    خ
    پاسخ

    khhhh khhhhh :Dchi konim dg>???
    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ دوشنبه 1 مهر 92 نوشته (شيــــــــرين روزها) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
    ها!!!!!!اين داستان است.شيرين است..البته گاهي هم ترش و خوشمزززه...نوستالژيک است...اما تعليقش کم است..اتفاق خاص کم دارد...اين جا توصيف خال، مادر بزرگت را از افسانه ها در مي آورد و شخصي اش مي کند.اين عالي ست.بيشتر به شخصي کردن و شکستن تيپ ها بپردازي حس ميکنم بهتر است.
    پاسخ

    :)))))))))))))))))))))))))))))))))
    چه شيرين :)
    چه دوستداشتني :)
    پاسخ

    چقدرممنون!چقدر لطف کردين!!
    درضمن نوشته هات حالت مونولوگ گويي داره و در بيشتر نوشته هات راوي خودت هستي ... اگه سعي کني روايت رو از ديدگاه شخص ديگر هم بيان کني زيباتر ميشه کارت :) بازم براي قلم من هم دعا کن
    پاسخ

    :) چشم
    سلام بنتي عزيز
    بسيار عالي و موفق تر از قبل
    و بسيار بسيار توصيفي کار کردي
    اگه بخواي تو کارت قوي تر بشي
    سعي ديالوگارو هم بيشتر کني :) بسيار زيبا
    لذت بردم
    قلمت پايدار انشالله
    براي قلم من هم دعا کن
    پاسخ

    چشم :)
    چن وخ پيش بود که داشتم به مامان مي گفتم
    دوست دارم فقط يه بار
    فقط يه بار ديگه
    بريم اون خونه قبلي مامان جون اينا رو ببينيم
    اون خونه شايد براي مامان من يا باباي تو هيچ خاطره اي نداشته باشه ....
    شايد اين خونه ي فعلي براي اونا بيش تر خاطره باشه ....
    اما براي منو تو خواهر ...
    براي من و تو تمام ديوار هاش ...
    اون راه پله هاش
    حياطش
    اون بالکل با موزائيکاي شطرنجي اش
    مرغ و خروساش ...
    تمام کودکي من و تو اون جاست ....
    :(((

    پاسخ

    آره... با موزاييکاي شطرنجيش!!! دلم خيلي اونجارو ميخواد!!! خيلييييييييييييييييي :((((((